X
تبلیغات
♥ حرفایی برای خدا ♥ - نامه ای ازخدا...
*خدايا نميگويم دستانم را بگير!عمريست گرفته اي رهايش نكن*

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهـ ـ ـت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،
حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی.
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب ـ لباسـ ـی که می خواستی بپوشی.

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای
وقت داری که بایستی و به من بگویی: سـ ـ ـلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی ....

یک بار مجبور شدی منتظ ـ ـر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.
بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحــ ـ ـبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی
و در عوض به دوســ ـتت تلفن کردی تا از آخرین شایعات باخبر شوی.

تمام روز با صبـ ـ ـوری منتظر بودم. با آنهـ ـ ـمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی
با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت
می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی.

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیل ــ ـ ـی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش ل ـ ــذت می بری...

باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،
شام خوردی؛ و باز هم با من صحبـ ـت نکردی.

موقع خواب ...، فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آنکه به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی،
به رختخواب رفتی و فورا به خواب رفتی. اشکالی ندارد. احتمالا متوجه نشدی که من همیشه
در کنـ ـ ـارت و برای کمک به تو آماده ام.

من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دل ـ ـ ـم می خواهد یادت بدهم که تو چطور
با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستـ ـ ـ ـت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن،
دعـ ـ ـا، فکر، یا گوشه ای از قلب ـ ـت که متشکر باشد.

خیلی س ـ ـ ـخ ـ ـ ـ ت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت هستم؛
سراسر پر از ع ـ ـ ـش ـ ـ ـق ت ـ ـ ـو... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد،
می فهمم و هنـ ـ ـوز هـ ـ ـم دوستـ ـ ـت دارم.

                                                      

                                                                      روز خوبی داشته باشی ...
                                                                     

                                                                        دوست و دوستدارت: خـ ـ ـ ـ ـدا

 

 

+ شنبه هفتم مرداد 1391| 1:26|ღღ بانوی تیر ما هــ ـی ღღ| |